تبليغاتX
1386/12/8 تنهاتــرين تنهـــــــــا


1386/12/8 تنهاتــرين تنهـــــــــا




درد و دل

آثار بجا مانده از يك عاشــق :


زمان

دوستــــان مـــن

همه سراغت رو ميگيرن ...


در پچ پچ شمعداني ها هم حرف توست،

چگونه فراموشت کنم...؟

وقتي همه جا پر از عطر و اسم توست

همه از من سراغت را ميگيرند

ولي نمي دانند مـــن

بي خبر تر هستم از خودشان ...



نويسنده: *سعیـده* مورخ: یکشنبه 2 بهمن1390 در ساعت: 15:39
|+|
آهنگ بارون


خيلي آهنگش قشنگه حتما دانلود كنيد



آهنگ بارون _ اميــــريگانــــه


نويسنده: *سعیـده* مورخ: شنبه 1 بهمن1390 در ساعت: 17:50
|+|
هجران ....


ز هجران تو پرپر مي زند دل

 ز دلتنگي به هر در مي زند دل

چو بلبل در فراق رويت اي گل

 به ديوار قفس سرميزند دل


نويسنده: *سعیـده* مورخ: چهارشنبه 28 دی1390 در ساعت: 20:28
|+|
خاص نبودم...


يه روزي ميرسه که جاي خاليمو با هيچ چيز نميتوني پر کني .....

من خاص نبودم ، فقط عشقــــم بي ريا بود...

و عشــق بي ريا ،کيمياست ...!



نويسنده: *سعیـده* مورخ: چهارشنبه 21 دی1390 در ساعت: 18:12
|+|
هنوزم دوستش دارم ... :(

 

امروز خیلی دلــــــــــــــــم گرفت خیلی

امروز وقتی دوباره دیدمش برای یه لحظه فکر کردم قلبم از کار افتاد

فهمیدم هنوزم دوستش دارم

.

.

.

 

از همون روزی که رفتی دارم از غصه میمیرم

ازهمه مردم این شهر هی سراغتو میگیرم

منتظر میمونم اما میدونم بر نمیگردی

کاشکی بودی و میدیدی با من تنها چه کردی

بدون عاشقت یه عمره تو رو از یادش نبرده

یه روز برمیگردی اما میشنوی فلانی مرده

 

 

 


نويسنده: *سعیـده* مورخ: سه شنبه 13 دی1390 در ساعت: 15:48
|+|
دلم خوش بود...

تو اين دنيا دلم خوش بود كه دستامو تو ميگيري

نميترسي از احساسم،نميگي ازنگام سيري

تو اين دنيا دلم خوش بود يكي حرفامو ميفهمه

يكي هست مثل من با من ،كه روياهامو ميفهمه

تو اين دنيا دلم خوش بود منو تنها نميذاري

نميري بي خبر يك روز رو قلبم پا نميذاري

دلم خوش بود كه ميدوني دلم تنها و غمگينه

غم دوريت واسه قلبم كه كوه خيلي سنگينه



نويسنده: *سعیـده* مورخ: چهارشنبه 7 دی1390 در ساعت: 12:45
|+|
حالم گرفته از اين شهر


حالــــــــم گرفته از اين شهـــــر

 که آدم هايش همچون هــــــــــوايش

 ناپايدارنــــــــــــد ...!

 گاه آنقدر پاک که باورت نمي شــــــــــــود،

 و گاهي چنان آلوده که نفست مي گيـــــــــرد...


نويسنده: *سعیـده* مورخ: پنجشنبه 1 دی1390 در ساعت: 21:52
|+|
.....

 


همه رو خط زديم تا به عشقمون برسيم


غافل از اينکــــــــه


خودمون خط زده عشقمون بوديم تا به عشقش برسه


 


نويسنده: *سعیـده* مورخ: دوشنبه 28 آذر1390 در ساعت: 18:14
|+|
كوه اميدم كاه شد....


ديدي اي حافظ که کنعان دلم بيمار شد،

عاقبت با اشک غم،کوه اميدم کاه شد،

گفته بودي يوسف گمگشته باز آيد ولي،

يوسف من تا قيامت همنشين چاه شد ...


نويسنده: *سعیـده* مورخ: یکشنبه 20 آذر1390 در ساعت: 22:23
|+|
كلافه ام....


از دست اين بغض لعنتي

که تا به تـــو مي رسد دست و پايش را گم مي کند

و بجاي شکستن

دنبال جايي براي پنهان شدن مي گردد

کلافـــــــــــــه ام!


نويسنده: *سعیـده* مورخ: شنبه 12 آذر1390 در ساعت: 21:44
|+|
فقط خدارو دارم ....


هواي اتاق گرفته بود...

تاريکي مطلق ،چيزي که هميشه دوست داشتم...

اما اين بار خوابم نمي برد ...غلت زدم... چشمم به موبايلم افتاد ..!

برداشتم و شروع به تايپ کردم : خوابم نمي بره ! بيداري ؟

يه هو يخ کردم...ديگه کسي رو ندارم که اين متن رو براش بفرستم !

پاک کردمش و چشم هاي پر اشکم رو بستم ...

يه قطره اشک هم سر خورد از روي گونم...

داره کم کم خوابم ميگيره ...

خــــدا جون شب بخير...


نويسنده: *سعیـده* مورخ: جمعه 4 آذر1390 در ساعت: 19:15
|+|
بوي عطر او ....


گاهي فقط بوي يک عطر ، يک تشابه اسم

براي چند لحظه باعث ميشه

دقيقاً احساس کني که قلبت داره از تو سينت کنده ميشه.....!


نويسنده: *سعیـده* مورخ: سه شنبه 1 آذر1390 در ساعت: 22:36
|+|